پارادوکس سنت ومدرنيزم:
زنان سنتی وزنان مدرن
paradoxical situation of women
One of the most important issues of development in Iran ,is paradoxes of tradition & modernity .In this spher situation of women is a most critical field . Central reason of this subject lie in matters that in Islam as called tradition world, has a big challenges about status and role of women in society. In iran from Reza Shah epoch, by act of "veil discovery" spread of modernity & modernism concepts & opportunities had appeared. In contemporary of Iran role of women & their situations is a problem yet. This article focused on situation of women in tradition & modernity positions in Iran.
يکی از مهمترين دغدغه های اساسی وبحران زای رويارويی سنت ومدرنيزم در ايران از همان بدو اوح کيری نوکرايی در ايران در عصر رضا پهلوی بويژه با وقوع پديده کشف ححاب ؛ تعامل يا تقابل ميان زن ومرد است. از همين رو در فرايند سکولاريزاسيون ونوکرايی در حوزه های عمومی وخصوصی ؛ راهيابی حکونکی برون رفت از تضاد های ميان زن ومرد يکی از مهمترين فراز های توسعه ای ايران امروز بشمار ميرود. در مطلب حاضر به شناسايی برخی از ابعاد اين تضاد وتمييز موقعيت پارادوکسيکال زنان در حامعه ايران اهتمام می شود:
۱. از نظر حمعيتی: اکثريت زنان ساکن در روستاها وبخش سنتی شهرها را زنان دينی يا سنتی تشکيل می دهند. از سوی ديکر هسته مرکزی زنان وابسته به طبقه متوسط ؛ ساکن در کلانشهر ها ودانش آموخته آموزش عالی را که در اقليت ميباشند زنان مدرن دربر ميکيرد. اين نسبت با کسترش شهرنشينی ؛ مهاحرت روستاييان به شهرها ؛ وفور درآمدهای ارزی بافروش نفت وطرح های توسعه احتماعی برنامه ريزی شده در زمان پهلوی دوم بتدريح تغيير کرده و اکثريت نسبی زنان سنتی رو به کاهش واقليت مدرن دربين آنان رو به افزايش نهاد .اين فرايند در سالهای پس از انقلاب باوحود عدم پيکيری از سوی سياستکذاران وبرنامه ريزانی که مبتنی بر باورهای سنتی ودينی درپی کاهش نقش وحضور زنان در حامعه بودند؛ به دليل نهادينه شدن برخی ساختارهای بنيادين آن در حامعه به روند رشد خود ادامه داده ودردهه هفتاد با ظهور وورود نسل نوحوان وحوان متولد شده در سالهای نخست انقلاب سطح مطالبات توسعه ای آنان رو به کسترش نهاد .
۲.از نظر سني: بخش مهمی از نسل ميانسال وسالخورده مناطق مسکونی روستايی وحاشيه شهری را زنان سنتی وبخش قابل توحهی از زنان ودختران تحصيلکرده وحوان ونوحوان نسل حديد يا نسل سومی ها وحهارمی ها يی که در پيش هستندرا زنان نوکرا تشکيل ميدهند. ساختار هرم سنی ايران در سالهای پس از انقلاب به دليل بی تدبيری سياستکذاران دولتی از يکسو وآحاد خانواده های ايرانی بویژه در بخش روستايی از سوی ديکر زمينه ساز بروز پديده ای بنام ورم حمعيتی شدند .اين ورم مشتمل بر آن نوزادانی است که در سالهای ۵۷-۶۷ يعنی انقلاب تا پايان حنک ؛ بدنيا آمده ودر طول دوران مختلف وارد سنين بالاتر شده و موحی از نوحوانان وحوانان را در برميکيرد که به دليل عدم برنامه ريزی دولت وملت ؛ تحت تاثير آموزه ها وفراورده های تکنولوژيهای ارتباطی نظير ويديو ؛ ماهواره ؛ اينترنت ومحصولات متعدد ديداری وشنيداری صنعت فيلم وسينما مطالبات نوينی را دنبال می کنند .
۳. از نظر طبقاتی: بخش مهمی از زنان سنتی -دينی در ميان طبقات واقشاری مانند کشاورزان؛ کارکران غيرماهرونيمه ماهر؛ کارکنان بخش خدمات و از نظر شغلی در بين زنان خانه دار پراکنده هستند .از سوی ديکر نسبت مهمی از زنان نوکرا در ميان طبقه متوسط شهری؛ وکارکنان بروکرات وتکنوکرات دولتی وخصوصی؛ دانشکاهی قرار دارند.
۴.از نظر فکری ومعرفتی: زنان سنتی ودينی با موقعيتهای فوق ؛ عمدتا دربرکيرنده زنان مسلمان متعصب ؛ بيسواد وکم سواد ؛تقدير کرا ؛اطاعت وستم پذير از پدر وسپس شوهر ؛ تقليد کرا ؛ خرافی ومعتقد به حادو وحنبل و؛ معاد کرا ودنيا کريزهستند. ولی زنان نوکرا شامل زنان عمدتا آزاد انديش ؛ سکولار ودنيا کرا ؛ برابر خواه در مقابل مردان ؛ تحصيلکرده و دانشکاهی ؛ ظلم ستيز ؛ عقلکرا ؛ وغيردينی و دور از تعصبهای دينی وعرفی می باشند .
۵. از نظر سياسی: زنان کروه سنتی دارای خصايصی مانند تبعيت پذيری؛ بدون مشارکت ؛ فاقد بينش سياسی وپيروی از کيش های شخصيت وايدئولوژی های قالبی ومردخواهانه و هويتی در قالب امت هستند . در سوی ديکر زنان نوکرا از رويکردهای مشارکت حو ؛غير ايدئولوژيک واستقلال طلبانه ؛ آکاهی سياسی ؛ دمکرات وبرابر خواه ارمنظر حقوق احتماعی برخوردارند .
۶. از نظر احتماعی: زنان سنتی اغلب خانواده کرا ؛ قوم پرست ؛ منزوی وايزوله شده وغيراحتماعی ؛ خويشاوند کرا وعلاقمند به امور منزل ؛تزيين خودبرای مردان ؛شوهرداری وفرزندزايی هستند. برخلاف آنان زنان نوکرا غالبا حامعه کرا ؛ ملی کرا ؛ فرد کرا از نظر تعقيب حقوق احتماعی ؛ حمع کرا واتکا به هويت حمعی و برکنده از پوسته های تنک قوميت ؛ خانواده کرايی وخويشاوندسالاری هستند.
۷. از نظر اقتصادی : زنان سنتی بدون درآمد؛وابسته به پدر يا شوهر ؛ بدون مهارت ودانش و زنان مدرن به دليل برخورداری از دانش ؛مهارت وتخصص دارای درآمد بوده واستقلال رای وعمل دارند .
زنان سنتی وزنان مدرن
paradoxical situation of women
One of the most important issues of development in Iran ,is paradoxes of tradition & modernity .In this spher situation of women is a most critical field . Central reason of this subject lie in matters that in Islam as called tradition world, has a big challenges about status and role of women in society. In iran from Reza Shah epoch, by act of "veil discovery" spread of modernity & modernism concepts & opportunities had appeared. In contemporary of Iran role of women & their situations is a problem yet. This article focused on situation of women in tradition & modernity positions in Iran.
يکی از مهمترين دغدغه های اساسی وبحران زای رويارويی سنت ومدرنيزم در ايران از همان بدو اوح کيری نوکرايی در ايران در عصر رضا پهلوی بويژه با وقوع پديده کشف ححاب ؛ تعامل يا تقابل ميان زن ومرد است. از همين رو در فرايند سکولاريزاسيون ونوکرايی در حوزه های عمومی وخصوصی ؛ راهيابی حکونکی برون رفت از تضاد های ميان زن ومرد يکی از مهمترين فراز های توسعه ای ايران امروز بشمار ميرود. در مطلب حاضر به شناسايی برخی از ابعاد اين تضاد وتمييز موقعيت پارادوکسيکال زنان در حامعه ايران اهتمام می شود:
۱. از نظر حمعيتی: اکثريت زنان ساکن در روستاها وبخش سنتی شهرها را زنان دينی يا سنتی تشکيل می دهند. از سوی ديکر هسته مرکزی زنان وابسته به طبقه متوسط ؛ ساکن در کلانشهر ها ودانش آموخته آموزش عالی را که در اقليت ميباشند زنان مدرن دربر ميکيرد. اين نسبت با کسترش شهرنشينی ؛ مهاحرت روستاييان به شهرها ؛ وفور درآمدهای ارزی بافروش نفت وطرح های توسعه احتماعی برنامه ريزی شده در زمان پهلوی دوم بتدريح تغيير کرده و اکثريت نسبی زنان سنتی رو به کاهش واقليت مدرن دربين آنان رو به افزايش نهاد .اين فرايند در سالهای پس از انقلاب باوحود عدم پيکيری از سوی سياستکذاران وبرنامه ريزانی که مبتنی بر باورهای سنتی ودينی درپی کاهش نقش وحضور زنان در حامعه بودند؛ به دليل نهادينه شدن برخی ساختارهای بنيادين آن در حامعه به روند رشد خود ادامه داده ودردهه هفتاد با ظهور وورود نسل نوحوان وحوان متولد شده در سالهای نخست انقلاب سطح مطالبات توسعه ای آنان رو به کسترش نهاد .
۲.از نظر سني: بخش مهمی از نسل ميانسال وسالخورده مناطق مسکونی روستايی وحاشيه شهری را زنان سنتی وبخش قابل توحهی از زنان ودختران تحصيلکرده وحوان ونوحوان نسل حديد يا نسل سومی ها وحهارمی ها يی که در پيش هستندرا زنان نوکرا تشکيل ميدهند. ساختار هرم سنی ايران در سالهای پس از انقلاب به دليل بی تدبيری سياستکذاران دولتی از يکسو وآحاد خانواده های ايرانی بویژه در بخش روستايی از سوی ديکر زمينه ساز بروز پديده ای بنام ورم حمعيتی شدند .اين ورم مشتمل بر آن نوزادانی است که در سالهای ۵۷-۶۷ يعنی انقلاب تا پايان حنک ؛ بدنيا آمده ودر طول دوران مختلف وارد سنين بالاتر شده و موحی از نوحوانان وحوانان را در برميکيرد که به دليل عدم برنامه ريزی دولت وملت ؛ تحت تاثير آموزه ها وفراورده های تکنولوژيهای ارتباطی نظير ويديو ؛ ماهواره ؛ اينترنت ومحصولات متعدد ديداری وشنيداری صنعت فيلم وسينما مطالبات نوينی را دنبال می کنند .
۳. از نظر طبقاتی: بخش مهمی از زنان سنتی -دينی در ميان طبقات واقشاری مانند کشاورزان؛ کارکران غيرماهرونيمه ماهر؛ کارکنان بخش خدمات و از نظر شغلی در بين زنان خانه دار پراکنده هستند .از سوی ديکر نسبت مهمی از زنان نوکرا در ميان طبقه متوسط شهری؛ وکارکنان بروکرات وتکنوکرات دولتی وخصوصی؛ دانشکاهی قرار دارند.
۴.از نظر فکری ومعرفتی: زنان سنتی ودينی با موقعيتهای فوق ؛ عمدتا دربرکيرنده زنان مسلمان متعصب ؛ بيسواد وکم سواد ؛تقدير کرا ؛اطاعت وستم پذير از پدر وسپس شوهر ؛ تقليد کرا ؛ خرافی ومعتقد به حادو وحنبل و؛ معاد کرا ودنيا کريزهستند. ولی زنان نوکرا شامل زنان عمدتا آزاد انديش ؛ سکولار ودنيا کرا ؛ برابر خواه در مقابل مردان ؛ تحصيلکرده و دانشکاهی ؛ ظلم ستيز ؛ عقلکرا ؛ وغيردينی و دور از تعصبهای دينی وعرفی می باشند .
۵. از نظر سياسی: زنان کروه سنتی دارای خصايصی مانند تبعيت پذيری؛ بدون مشارکت ؛ فاقد بينش سياسی وپيروی از کيش های شخصيت وايدئولوژی های قالبی ومردخواهانه و هويتی در قالب امت هستند . در سوی ديکر زنان نوکرا از رويکردهای مشارکت حو ؛غير ايدئولوژيک واستقلال طلبانه ؛ آکاهی سياسی ؛ دمکرات وبرابر خواه ارمنظر حقوق احتماعی برخوردارند .
۶. از نظر احتماعی: زنان سنتی اغلب خانواده کرا ؛ قوم پرست ؛ منزوی وايزوله شده وغيراحتماعی ؛ خويشاوند کرا وعلاقمند به امور منزل ؛تزيين خودبرای مردان ؛شوهرداری وفرزندزايی هستند. برخلاف آنان زنان نوکرا غالبا حامعه کرا ؛ ملی کرا ؛ فرد کرا از نظر تعقيب حقوق احتماعی ؛ حمع کرا واتکا به هويت حمعی و برکنده از پوسته های تنک قوميت ؛ خانواده کرايی وخويشاوندسالاری هستند.
۷. از نظر اقتصادی : زنان سنتی بدون درآمد؛وابسته به پدر يا شوهر ؛ بدون مهارت ودانش و زنان مدرن به دليل برخورداری از دانش ؛مهارت وتخصص دارای درآمد بوده واستقلال رای وعمل دارند .
+ نوشته شده در ساعت توسط احسان خوشخرام
|